الشيخ حسين المظاهري

368

جهاد با نفس (فارسى)

كند ديگر دست عنايت خدا روى سر اوست ، خدا به او الهام مىكند ، به اينجا مىرسد كه راههاى سلامتى را ياد مىگيرد ، به اينجا مىرسد كه وقتى دشمن درون يا دشمن برون بخواهد وسوسه كند وسوسه‌هايش را ترك مىكند ، ديگر ظلمت‌ها يكى پس از ديگرى رفع مىشود و نور خدا در دلش مىتابد ، او ديگر از راه مستقيم منحرف نمىشود ، در زندگى نه افراط دارد و نه تفريط ، راه اسلام را كه راه مستقيم است مىپيمايد . نماز هم اين طور است ، نماز هم سه مرتبه دارد . اول نمازى كه استقاط كننده تكليف است يعنى ما وظيفه داريم كه نماز بخوانيم . اين نمازهاى كه مىخوانيم از الله اكبر تا السلام عليكم و رحمه الله و بركاته در اين نمازهاى توجهى نيست . توجه در نماز هر آنى درجائى است . در اين نمازها شكها مىآيد ، دردهاى بىدرمان مىآيد ، غمها در نماز گل مىكند ، اضطراب خاطرها گل مىكند ، خستگيها گل مىكند ، كارها گل مىكند و . . . خانمى كه حاضر است يكى دو ساعت بگويد و بخندد وقت نماز برايش سنگين است ، سنگين . مىگويد آه چه كوله بار سنگينى ، بلند بشوم نمازمان را بخوانيم و قدرى سبك بشويم مثل اين كه يك سنگ از كوه روى گرده‌اش هست . اما به هر حال وقتى نماز را خواندم سقط تكليف است ، وقتى نماز را صحيح خواند ديگر روز قيامت به او نمىگويند چرا نماز نخواندى ، ديگر به او « بىنماز » نمىگويند .